دستگير شدند. بعداً آنان را آزاد كردند. وي در مورد مسائل مربوط به يهود، گاه طرف مشاوره‌ٴ پِدروي چهارم (شاه آراگون 1336ـ1387)، قرار گرفته بود.
وي فتاوي‌، جوابيه‌ها و تفسيرهاي متعدد بر تلمود و بر آثار اسحاق فاسي (يازدهم ـ2) نوشت‌. كه مهم‌ترين اثرش شرحي بر رساله‌ٴ نِدَريم است‌.1 موضع او در ميان فلاسفه‌ٴ چپ و قَبّاليان راست‌، معتدل‌ترين بود. طبعاً از آثار پيشينيان خود استفاده‌ٴ زيادي مي‌كرد و اين جوهر اصلي يك‌چنين كاري بود. غالباً از رَشي (يازدهم ـ2)، يعقوب‌بن ماهر و ابراهيم‌بن عِزرا (دوازدهم‌ ـ1)، موسي‌بن نَحمَن و سليمان‌بن اَدرِت (سيزدهم ـ2) و دست‌كم يك بار، از لاوي‌بن گِرشُن‌ (چهاردهم ـ1) و غيره نقل قول مي‌كند.
بااين‌كه آثار او كمتر مورد علاقه‌ٴ مورخ علم است‌، در اين‌جا بايد از او ذكري كرد، چون همراه‌ با موسي‌بن نحمن و سليمان‌بن اَدرِت از جمله‌ٴ احياكنندگان اصلي مطالعات تلمودي در جنوب‌ كوه‌هاي پيرنه بوده است‌.

3. شرق

ابراهيم قِرِمي

رابي و مفسر اهل كريمه‌. در قِريم‌2، نزديك كافا زاده شد. كريمه در آن زمان مركز قرائيه بود، ولي‌ ابراهيم از راست‌كيشان به شمار مي‌رفت‌. وي به شدت تحت تأثير ابراهيم‌بن عزرا و بيشتر از آن‌ دلالةالحائرين ابن ميمون و شِمَريه بن الياس اقريطي (چهاردهم ـ1)بود، كه ممكن است خود از شاگردان وي بوده باشد و غالباً از او نقل كرده است‌.
او در سال 1358 تفسيري بر تورات نوشت (روشن نيست سال 1358 مذكور در مقدمه‌، تاريخ تأليف كتاب است يا ولادت وي‌)3. اين كتاب را براي رد عقايد قرائيه و به‌نام تلموديان‌ راست‌كيش و هم‌چنين خردگرايي نوشت‌. تحت تأثيرات فوق‌الذكر، برخي گرايش‌هاي او مشخصاً خردگرا بود، مثلاً گاه سعي كرد معجزات را براساس پديده‌هاي طبيعي‌، و قرباني كردن‌ بره‌ٴ فصح‌4 را برحسب اساطير مصري توجيه كند. ولي تفسيرش از عبارات تورات تقريباً هميشه‌ تحت‌الفظي و دستوري است‌.


1. معامله‌ٴ به قيد سوگند. اين يكي از هفت جزو كتاب سوم تلمود است‌، به‌نام كتاب زنان (نشيم‌). نِدَريم در مشنه‌، توسِفتَه و هردو تلمود وجود دارد و پرداختي‌ تخيلي از باب 30 كتاب اعداد است‌.
2. قِريم ابتدا براي ناميدن شهر سُلغَت (يا سُلخَد) به كار مي‌رفت‌، كه اينك (Staryi Krim) قريم كهنه خوانده مي‌شود و بعدها براي تمام شبه‌جزيره‌ٴ كريمه به‌ كار برده شد.
3. شق دوم پذيرفتني نيست‌، چون او شاگرد اقريطي بود، كه پس از سال 1352 از دنيا رفت‌.
4.   ¿ سِفْر خروج 12: 3ـ11. ــ و.